امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

رنگارنگ

10 اردیبهشت 92. گ سلام پسر گلم. از کدوم رنگ بیشتر خوشت میاد؟ مامان که عاشق رنگ صورتی ام. اوناهاش اون وسط وایستاده. البته از قرمز هم خوشم میاد که سیسمونی شمارو قرمز-طوسی انتخاب کردم و ناگفته نماند که رنگ قرمز هم خیلی به صورتت میاد.  پسرم روز به روز اونقدر شیرین و ناز میشی که دلم نمیاد سری به وبت نزده و مطلبی ننوشته بخوابم. البته این نکته هم فراموش نشه که بعضی وقت ها مامانی رو تا مرز جنون عصبانی میکنی  ولی خب هر روز که می گذره نسبت به روزهای قبل بیشتر میتونیم با هم کنار بیایم شاید 1 علتش این باشه که بیشتر همدیگرو و اخلاق همدیگرو میشناسیم. امروز عصری کلی بدوبدو کردیم و باهم "دارم میام بگیرمت" بازی کردیم ودنبال هم د...
26 اسفند 1392

منو میبخشی؟

12 اردیبهشت 92 مامان فدای معصومیت چشمات پسرم.      گلم امروز مامان ناراحتم  خیلی. تو پودر لباسشویی رو ریخته بودی کف خونه . اولش که دیدم خشکم زد. با دستای کوچولوت هم می مالیدی و پخشش می کردی. منم عصبانی شدم و سرت داد زدم   تو هم گریه کردی. بعدش خوابیدی. مامان خیلی غصه خوردم. فدات بشم پسر گلم. الان که فکر میکنم میبینم تو که تقصیر نداری. کوچولویی. کنجکاوی. من کم حوصله ام... البته عصری با هم کلی بازی کردیم . رفتیم حیاط. کلی مامان خندوندمت ولی به هر حال حالم خیلی گرفته است. نمیدونم چرا بعضی وقت ها زود عصبانی میشم و سرت داد میزنم!!!!! مامان بد. پسر نازم مامانو ببخش. خیلی دوستت دارم. مامانی باید بیشتر...
26 اسفند 1392

عکس

 15 اردیبهشت 92. اینم 1 عکس با جناب آقای باب اسفنجی که عطا جون ما بهش میگه ب به. و چون علاقه زیادی بهش داری منم از تو کمد عروسک پولیشی هات برش داشتم و زدمش به دیوار که دم دست باشه.   و روزی چن بار به خواست گل پسری میاد پایین و پاهاش کشیده میشه! و از امروز هم افتخار دادی و محکم بغلش میکنی و فشارش میدی(این مدل بغل کردنو تازه یاد گرفته پسملم) اگه بتونم عکسی شکار کنم از اون لحظه حتما میذارم. راستی لباسشویی رو هم که میبینی میگی به به و اونقدر شیرین و با تاکید میگی که مامان دلش غش میره و حتما 1 بوس آبدار میکنمت  و اما علتش: چون از لباسشویی میترسیدی مامانی لباس که میخاستم بندازم توضیح میدادم که لباسامونو میشوره به...
26 اسفند 1392

الو نی نی وبلاگ

15 اردیبهشت 92. داخل پرانتز:(این عکس مربوط به دوران قبل از اصلاح موهاته نازنینم)  گل پسری در حال مکالمه با ...  مامان فدای اون الو گفتنت بشم که میگی :أ..أ...  جونم ...
26 اسفند 1392

اولین مروارید گل پسرم

      دندون دندون آی دندون   دندون اول اومد  پسرم اولین دندونشو 4 شهریور ماه درست وقتی 5ماهه و 10 روزه بود درآورده بود. خونه باباجونی بودیم که مامان متوجه 1 تیزی لطیف تو ردیف پایین دهنت شدم و فهمیدم دندون کوچولوت داره میاد. مامان 1 جیغ کوچولوی شاد کشیدم و باباییرو هم مطلع کردم. چون کس دیگه ای هم نبود -خاله جون ها رفته بودن قم- تا اومدن باباجونی صبر کردیم و وقتی اومد مامان خبرشو دادم و باباجون هم تبریک گفت. ولی پسرم خوشحال تر از همه من بودم آخه تو که نمیدونی دیدن مراحل رشد و به اصطلاح قد کشیدن بچه چه لذتی داره! 20 روز بعد هم برات دندونی پختیم که چن تایی عکس ازش میذارم         &...
26 اسفند 1392

پسرم 1 سال و ا ماهگیت مبارک

26 فروردین 92. ل ابلای این مرتب کردن وبلاگ تا یادم نرفته 1سال و 1ماهه شدن پسرمم بهش تبریک بگم  ناناز ما 1 ماه دیگه بزرگتر شد...فداش بشم الهی. به همین مناسبت 3نفری رفته بودیم ددری و گردش که کلی هم بهمون خوش گذشت. 1 تاب شورتم براش خریدیم که وقت نشد تنش کنم و عکس بگیرم.                                                                              راستی گلم یکی دو روزیه تن تن پیپ میکنه. هرچی هم مر...
26 اسفند 1392

اولین حرفهای مامانی

23 فروردین 92. سلام گل پسرم.الان که مامانی اینارو ثبت میکنم شما 29 روز از 1سالگیت گذشته. راستش مامانی یکم دیر به فکر نوشتن خاطراتت "البته به صورت الکترونیکی " افتادم.ولی خب   ...
26 اسفند 1392